تبليغاتX
دوستان ساعت 6 عصر
 

-دوستان ماتحت خود جر می دهند و از خود تحلیل برون می تراوند

-که فریبا فلان کرد و بهمان کرد ...و لحظتی در خلسه روشن فکری حاد رفته و جهان و متعلقات را  به مثابه طفلی ناقص العقل می پندارند و هنوز سنگ هشت سال بر باد رفته آن دوران را بر سینه می کوبند

- فلاکتی که بر شماست محق آن هستید

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:31  توسط برونو  | 

 

 

-hush....!baby

-every thing is under control

 ...sleep

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:41  توسط برونو  | 

 

-هیچ فکرش رو  می کردی

....جایی که اینقدر دوس داشتی

 

حالا خیلی خوب می تونی تمایز بین نوستالژیا و diary  رو لمس کنی!

)):

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:8  توسط برونو  | 

 

 

یک فاحـــــشه کار کشته

....تمام چیزی که برای فرو نشاندن خشمش می خواست

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:33  توسط برونو  | 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:9  توسط برونو  | 

 

 

توپولوژی

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:50  توسط برونو  | 

 

هویج ها تمام شده

باید چماق ها را  به خوردشان  داد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 2:14  توسط برونو  | 

 

وضعیت فعلی :

هر کسی سر راهم  سبز شود می کنم

بد هم می کنم

مراقب باشید!

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:32  توسط برونو  | 

 

-او که الآن از لذت معاشقه هایش خسته و معذب به مبل تکیه داده

-از اولین تجربه ها به من گفت " بعضی چیزها هیج وقت پاک نمی شوند"

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:58  توسط برونو  | 

 

-راه های ارتباط زیاد است

-اما مـ ـادر جـ ـنـ ـده پرت یاهو را باز کن.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:28  توسط برونو  | 

 

در رای گیری که از اعضای جنگل بعمل آمد

-(که مطمئنا نه ببر ها راضی می شدند و نه شیر ها و نه حتی موش ها)

پشه ها یک بار دیگر با اکثریت آرا کرسی قدرت را تصرف کردند

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:1  توسط برونو  | 

 

-این معشوقه ما بهنگامه لزوم تلفن را پاسخ نمی دهد

-اما آنچنان که لحظه رو به سوی این کانال ارتباطی با سرعت چرت بیت پر سکند می کنیم

...مادر خط را صاف می کند

....نکن عزیزم نکن

 

+ نوشته شده در  ساعت 21:27  توسط برونو  | 

 

                                                 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:22  توسط برونو  | 

 

-وقتی زمان آبستن حوادث است آرامشی موذیانه از خود بروز می دهد

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:1  توسط برونو  | 

 

آه که این بدن بیمار دیگر یارای خیابان گردی ندارد...

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:15  توسط برونو  |